تبليغاتX
بنام خدای مشکی پوشان ...

بنام خدای مشکی پوشان ...

دل تنگ بوده ایم در جاده ها چه دور ---___--- روزی بهم رسیدیم در انتهای دور !!

مرگ

جاده قصه ما هوای بارون و تگرگ
میزنه سیلی به گوشم رسیدیم به خط مرگ
خطی که پایان عشقه، واسه عاشق مثله من
با کارات لجبازی کردی برسیم به خط مرگ
با کارات لجبازی کردی برسیم به خط مرگ
حالا من بدون تو، توهم یه روز بدون من
مثله یه نقطه پرگار، گیج میشیم به دور هم
بیا یکبار دیگه عاشق بشیم بدون مـــــــــن
هردومون راهو ببینیم نرسیم به خط مرگ
بیا یکبار دیگه عاشق بشیم بدون مــــــــــن
مثله یه نقطه پرگار، گیج میشیم به دور هم
حالا من بدون تو، توهم یه روز بدون مــــــــــن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 16:56  توسط پرهام  | 

بچه های بی سرپرست

با کمک به بچه های بی سرپرست قایمشهر زودتر بشتابید

پارسیان  --------->            ۰۲۰۱۰۵۹۳۵۲۰۰۶

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 16:44  توسط پرهام  | 

حامد بهداد

حامد حامد بهداد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:32  توسط پرهام  | 

شانه هایت ....

کمی نوازشم کن همنفس ِ صمیمی
از یادِ من نرفتی خاطره ی قدیمی

اگه نسیم ِ بارون قاصدکِ تو باشه
دلشوره های قلبم از نمکِ تو باشه

میخوام که سهم ِ من شی تا آخر ِ ترانه
کمی نوازشم کن بهانه بی بهانه

شکوفه ی اناری, چشم ِ پرستو داری
ساکتی و تو سینه ت تبِ هیاهو داری

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 19:44  توسط پرهام  | 

رامتین دلیران » کمی نوازشم کن » هیچکی نیست

دست من همیشه خالی مشت من همیشه پوچه
همیشه قبیله ی من ناگزیر فصل کوچه
انتهای جاده ی عشق ابتدای خواستنامه
همیشه غم غریبی توی غربت صدامه
هیشکی نیست منو بفهمه هیشکی نیست منو بدونه
از کنار خستگی هام هیشکی نیست نره بمونه
به همه بی اعتمادم خورشیدو باور ندارم
حتی از خودم می ترسم  من که از خودم فرارم
به تو نزدیکم و دورم آشناترین غریبه ام
تشنه خورده دوروغم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 19:38  توسط پرهام  | 

همایون » نمی تونم » آرزوم

ای که با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی
پا گذاشتی توی سینه ام توی قلبم خونه کردی
ای که وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیرو رو شد
با تو بودن تو رو داشتن واسه من یه آرزو شد
طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه
آرزوی با تو بودن یه روزی راس راسی می شه
ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی
من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی
تا تو رد می شدی قلبم از تو سینه کنده می شد
می اومد پشت چشام و منتظر یه خنده می شد
تو که اخم می کردی سنگ دل قلب عاشقم می ترسید
همش از ترس جدایی حیوونی دلم می لرزید
من که عاشق تو بودم چرا عشقمو ندیدی
چرا قلب عاشقم رو تو به خاک و خون کشیدی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 16:47  توسط پرهام  | 

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - مهستی

گل های مهستی

خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.

از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

مهستی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت.

منبع : وب سایت بی بی سی فارسی

مراسم خاکسپاری مهستی

دختر و نوه های مهستی

لیلا فروهر، خواننده پاپ ایرانی و بیژن پاکزاد، طراح لباس و مد

امیر قاسمی، مدیر شبکه جهانی تپش در حال دست دادن با جیمی دلشاد، شهردار بورلی هیلز. در زمینه عکس بیژن مرتضوی و معین نیز دیده می شوند

تالار مراسم پیش از خاکسپاری

تابوت مهستی در حال حمل برای خاکسپاری

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:39  توسط پرهام  | 

مکمل وبلاگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 10:20  توسط پرهام  | 

معشوق سیاهی

من سنگي صبور كه كوه يخ در بر سبوران
شمشير غم برنده تر از عشق سوزان
بي كس
اسير هوس عشق تو ماندم
با دل تر را همدم و همدل شمردم

بيهوده نزن فرياد شب با تو شده همزاد
من با تو ندارم خو ديگر نكن از من ياد

عاشق شدم
غافل كه تو افسانه بودي
خنجر زدي
با قلب من بيگانه بودي

معشوق سياهي باش در جهل و صباحي باش
در خلوت شب هايت محكوم به جدايي باش


بيهوده نزن فرياد شب با تو شده همزاد
من با تو ندارم خو ديگر نكن از من ياد

من سنگي صبور كه كوه يخ در بر سبوران
شمشير غم برنده تر از عشق سوزان
بي كس
اسير هوس عشق تو ماندم
با دل تر را همدم و همدل شمردم

بيهوده نزن فرياد شب با تو شده همزاد
من با تو ندارم خو ديگر نكن از من ياد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 3:59  توسط پرهام  | 

دوست دارم ............

اي غنچه گل ياس بهار ، اي تو اي همه احساس من

چي ميشه يه لحظه باشي و تو همصدا شي، با اين دل تنهام

آخه تو همه ي وجودمي ،عشق و وجودمي  شدي همه دنيام

آخه دوست دارم من بخدا به آه اي خدا اي خدا بهش بگو واسش ميميرم

چشام اسير چشمشه ، دلم دل تنگ دلشه ،با ديدنش آروم مي گيرم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 3:36  توسط پرهام  | 

judo

عکس هایی از   judo    در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:49  توسط پرهام  | 

چرا ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:32  توسط پرهام  | 

کیارش » رو در و دیوار این شهر » رو در و دیوار این شهر

رو در و دیوار این شهر
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمیذاره

یاد حرفهای قشنگت
که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات
که منو بهونه میکرد

میزنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم؟

دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم

توی این بازی که ساختی
من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر
عشقی که من از تو ساختم

اگه تو دوستم نداشتی
از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار
که منو تنها گذاشتی

میزنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم؟

دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم

می شینم منتظر اینجا
تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفهام
بریم تا ماه و ستاره

می دونم میای یه روزی
یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکسته ام
سر ابن کوچه می میره

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:17  توسط پرهام  | 

فرهاد جواهر کلام » هیشکی مثل تو نمیشه » یادت نره

یادت نره به یادتم
تو تک تک دقیقه ها
هر جا که هستی عشق من
گاهی به خواب من بیا

یادت نره چشمای من
برق نگاهت رو میخواد
یادت نره بدون تو
شادی سراغم نمیاد
یادت نره به یادتم


یادت نره به یادتم
یادت نره با رفتنت
تموم نشد قصه ما
هر جا که هستی عشق من
گاهی من به خواب من بیا
تو رفتی اما اسم تو ورد زبون من شده
خاطره قشنگ تو بلای جون من شده

من تو رو خوب یادمه
اما تو یادت نمیاد
باورت نمیشه این دل هنوزم تو رو بخواد
ولی باورت بشه که تا همیشه با توام
هنوزم دوست دارم
دوست دارم خیلی زیاد

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:6  توسط پرهام  | 

تنگنا

دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست


بارون از ابرا سبک تر می پره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست


ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرکها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 2:47  توسط پرهام  |